تبليغاتX
عشق وغم جدایی
تا گرم آغوشت شدم چه زود فراموشت شدم؟!

گلناز دوســـــــــــــت دارم

تو منو با دریا دریا اشک چشمام نمی خواستی

                               آخه تو بیشتر از اون گریه ی من گریه می خواستی

تومنومثل یه بازیچه می خواستی

                                                         که برات گریه کنم برات بخندم

                           اما من  واست میمردم ,واست میمردم


مي كشمت سوي خويش اين كشش از قلبهاست    قلب تو گر آهن است قلب من آهنرباست

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 22:47  توسط عاشق  | 

اونکه دارم تو آتیشش می سوزم

 

باور کنین دوستش دارم هنوزم

 

خدا می دونه چی آورد به روزم

 

باور کنین دوستشدارم هنوزم

 

 

چرا وقتی که آدم تنها ميشه

غم و غصه ش قد يه دنيا ميشه

ميره يه گوشه ی پنهون ميشينه

اونجا رو مثل يه زندون ميبينه

غم تنهايی اسيرت ميکنه ***تا بخوای بجنبی پيرت ميکنه

وقتی که تنها ميشم اشک تو چشام پر ميزنه

غم مياد يواش يواش خونه ی دل در ميزنه

یارخوب و مهربونم میخوام دستات و بگیرم
حرفای نگفته ام وازتودلم بیرون بریزم

بگم عشقت تا قیامت توی قلبم خونه کرده
برق اون چشمای نازت دلم و دیوونه کرده

بگم نقش دوتا چشمات هک شده تو آسمونم
دلبرنازوقشنگم سرتو بذارروشونم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 23:31  توسط عاشق  | 

آخ که چقدر سخته آدم نتونه یکی را توی دنیای به این بزرگی پیدا کنه

 

که سادگی را با تمام وجودش دوست داشته باشه.

 

یه نفر که گاه و بی گاه دلش بگیره و یه نفر که...

 

هنوزم عاشق دستای گرمی هستم که یخبندون دستام و بشکنه

 

و غروب دلم رو به سپیده دم صادقانه ش مهمون کنه!

 

خیلی مسخره هست وقتی تنها پناه دلتنگی ها و تنهایی هات

 

چشم های مبهم آدمهای میشه که حتی

 

ارزش عشق ورزیدن رو هم ندارند؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 22:40  توسط عاشق  | 

عاشقانه چشمهايم را مي بندم وتو را در خيالم تصور مي کنم نمي دانم که چقدر خيال تو برايم لذت بخش است از هر چيز در اين دنيا برايم شيرين تر هستي پس چشمهايم را مي بندم وبا تمام وجود احساست مي کنم دوستت دارم هميشه و همه جا
هیچ حرف دگری نیست که با تو بزنم

                                           تو نمی فهمی اندوه مرا

چه بگویم به تو ای رفته زدست

                                      شده ام از مستی چشمان تو مست

                                                                        شده ام سنگ پرست

مرگ بر آنکه دلش را به دل سنگ تو بست

                                                          تو نمی فهمی اندوه مرا...


كاش منم مثل تو بودم

من كه از جنس تو بودم

                                  پاي حرفاي تو موندم

چرا ميگي ناگزيري!

                               من كه هرچي گفتي خوندم

هنوزم يادم نرفته تو پر از عاشقي بودي

منم هر چيزي كه داشتم پاي عشق تو نشوندم

حالا ميگي ترانه واسه ما هيچي نداره!...

يادته ترانه هامو واسه خاطرت سوزوندم

تو چرا دلت گرفته؟چرا ميگي تنها هستي؟

من كه تنها بودم اما،تنهايي رو از تو روندم

جرم من چي بود كه امروز بي گناه، پر گناهم

من كه عشقمو عزيزم،هرجا تو خواستي مي كشوندم.

عاشقي كردي و رفتي

                             

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 0:40  توسط عاشق  | 

قسمت نشد ببینمت خدانگهداری کنم

فرصت نشد بمونم و از تو نگهداری کنم

گفتم اگه ببینمت دل کندنم سخته برام

اگه یه وقت بگی نرو رفتن برام پر از درده برام

گفتم صداتو نشنوم ندیده از پیشت برم

پشت سرم زاری نکن چی کار کنم مسافرم

من می رم ولی باز تو بدون همیشه

 یاد تو از خاطر من فراموش نمی شه

گل من خوب می دونی بی تو تک و تنهام عزیرم

اگه تو نباشی می میرم ...

نامه رو تا تهش بخون گریه نکن طاقت بیار

نامه رو خط خطی نکن دو جمله رم دووم بیار

باور نکن یه بیوفام نامه می زارم و می رم

نه ! قسمت زندگیم اینه به کی بگم مسافرم

سهم من از تو دوریه تو لحظه های بی کسیم

قشنگی قسمت ماست که ما به هم نمی رسیم

من می رم ولی باز تو بدون همیشه

 یاد تو از خاطر من فراموش نمی شه

گل من خوب می دونی بی تو تک و تنهام عزیرم

اگه تو نباشی می میرم ...

همیشه زنده می مونه با یاد تو ترانه هام

منو ببخش اگه بازم اشکام چکید رو نامه هام

دیگه تموم شد فرصتم , خاطره هام پیشت باشه

تموم


خاطرات خوش , خدا نگهدارت باشه

خيلي سخته که نباشه هيچ جاي آشتي
بي وفا شه اون کسي که جونتو واسش گذاشتي
خيلي سخته اون کسي که اومد و کردت ديوونه
هوساش وقتي تموم شد بگه پيشت نمي مونه
خيلي سخته اگه عمر جادوي شعرت تموم شه
نکنه چيزي که ريختي پاي عشق اون حروم شه
خيلي سخته اون کسي که گفت واسه چشات ميميره
بره و ديگه سراغي از تو و نگات نگيره
خيلي سخته تا يه روزي حرفاي اون باورت شه
نکنه يه روز ندامت راه تلخ آخرت شه
خيلي سخته که عزيزي يه شب عازم سفر شه
تازه فرداي همون روز دوست عاشقش خبر شه
خيلي سخته بي بهونه ميوه هاي کال را چيدن
بخدا کم غصه اي نيست چن روزي تو رو نديدن
خيلي سخته که دلي رو با نگات دزديه باشي
وسط راه اما از عشق يه کمي ترسيده باشي
خيلي سخته که بدونه واسه چيزي نگراني
از خودت مي پرسي يعني ميشه اون بره زماني؟
خيلي سخته که تو پاييز با غريبي آشنا شي
اما وقتي که بهار شد يه جوري ازش جدا شي
خيلي سخته يه غريبه به دلت يه وقت بشينه
بعد به اون بگي که چشمات نمي خواد اونو ببينه
خيلي سخته که ببينيش توي يک فصل طلايي
کاش مجازات بدي داشت توي قانون بي وفايي
خيلي سخته که ببيني کسي عاشقيش دروغه
چقدر از گريه اون شب چشم تو سرش شلوغه
خيلي سخته و قشنگه آشنايي زير بارون
اگه چتر نداشته باشن توي دستا هر دوتاشون
خيلي سخته واسه ي اون بشکنه يه روز غرورت
اون نخواد ولي بمونه هميشه سنگ صبورت
خيلي سخته بودن تو واسه ي اون بشه عادت
ديگه بوسيدن دستات واسه اون نشه عبادت
خيلي سخته چشماي تو واسه اون کسي خيسه
که پيام داده يه عمره واسه تو نمي نويسه
خيلي سخته که دل تو نکنه قصد تلافي
تا که بين دو پرستو نباشه هيچ اختلافي
خيلي سخته اونکه ديروز تو واسش يه رويا بودي
از يادش رفته که واسش تو تموم دنيا بودي
خيلي سخته بري يکشب واسه چيدن ستاره
ولي تا رسيدي اونجا ببيني روز شد دوباره
خيلي سخته که من و تو هميشه با هم بمونيم
آنقدر عاشق که ندونن ديوونه کدوممونيم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 0:15  توسط عاشق  | 

مانده ام در کوچه های بی کسی"

" سنگ قبرم را نمیسازد کسی"

   "مردمو خاکسترم را باد برد"

   "بهترین یارم مرا از یاد برد..."http://content24.bigoo.ws/letters/style27/g.gifhttp://content24.bigoo.ws/letters/style27/g.gif


زیبا ترین گل با اولین باد پاییزی پرپر شد با وفا ترین دوست به مرور زمان بی وفا شد این پرپر شدن از گل نیست از طبیعت است این بی وفایی از دوست نیست از روزگار است

دیدارهایمان چه زود گذشت .........

چه زود از کوچه ی دل بستگی ها پر کشیدی

تو که گفتی از این کوچه اگر بارها هم گذر کنی خسته نمی شوی

ولی دیروز به من گفتی

که خسته شدی و قصد نداری به دیار سبز خوبی ها برگردی

ولی چرا دیر گفتی

کاش زمانی می گفتی که گونه هایم را غرق در شقایق نمی دیدی

آیا در معرفت و معصومیت نگاهم خوبی و صفارا نخوانده ای

 


+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 1:3  توسط عاشق  | 


یه اتفاق میتونه باعث خیلی چیزها باشه...!!!

اتفاقی سر مسیر هم سبز میشیم،اتفاقی همدیگه رو میبینیم،اتفاقی عاشق میشیم،اتفاقی راست میگیم،اتفاقی دروغ میگیم،اتفاقی با هم از چراغ قرمز رد میشیم،اتفاقی با هم بیمار میشیم،اتفاقی همدیگه رو نمیبینیم،اتفاقی به هم تهمت میزنیم،اتفاقی همدیگه رو له میکنیم،اتفاقی مثل یه ته مونده سیگار همدیگه رو لگد میکنیم،اتفاقی همدیگه رو میشکونیم،اتفاقی تیشه به ریشه هم میزنیم،و اتفاقی خیلی اتفاقی برای هم خاطره میشیم...!!!

 


دل ربودی قصد جانم میکنی اندک اندک بی نشانم میکنی

ای بهار خاطرات سبز من با جفای خود خزانم میکنی

در پس ابر سیاه قهر خود عاقبت چون مه نهانم میکنی

من چو مومی در کف بی مهر تو هر چه میخواهی همانم میکنی

تیر غم را با نگاهی آتشین جانب روح و روانم میکنی

بی وفایی تا به چند ای تند خو مهر خود را کی عیانم میکنی؟

 

فریاد زدم بمان ولی حیف چه سود

بر سرعت گامهای خود می افزود

از نقطه هنوز هم تنفر دارم ...

او دور شد و .. نقطه شد و . بعد نبود

زندگی شهد گل است زنبور زمان میخوردش

آنچه میماند عسل خاطره هاست

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 0:20  توسط عاشق  | 

از این دل لامصبم بدم میاد

چرا من نمی تونم با کسی دشمن بشم !! از کسی کینه به دل بگیرم !! و دیگه تو روش نگاه نکنم !

بعضی وقتها تو هپروت فکر میکنم به فلانی که خیلی به من بد کرده یه خوبی کنم که کپ کنه !

یکی نیست  به من بگه آخه بی شعور احمق ...

دارم به خودم یاد میدم از خیلی ها متنفر بشم  و همون جا دفنشون کنم !

اما بازم می دونم که نمی تونم...



 
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 0:19  توسط عاشق  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 22:43  توسط عاشق  | 

عشق رو " اد" کن .. به احساسات قشنگت" پي ام" بده .. غم ر و " دليت" کن براي غرور" آف" بزار بگو بشکن آخه دنيا دو روزه .. و خيانت رو"هک" کن ازانسانيت " کپي" بگير و " سندتوآل" کن با صداقت، وفا و معرفت هم "چت" کن از زيبا ترين خاطره هاي زندگيت" وب" بگير
خيلي سخته غرورت رو واسه يه نفر بشکني بعد بفهمي دوستت نداره

 

خيلي سخته دوسش داشته باشي اما نتوني باهاش بموني

 

 خيلي سخته گريه کني ولي بهونه نداشته باشي

 

 خيلي سخته صميمي ترين دوستت بهت خيانت کنه

 

 خيلي سخته کسي که تمومه زندگيت رو به پاش ريختي با بي رحمي تو

چشات نگاه کنه بگه دوستت ندارم بگه ازت خوشم نمیاد

خيلي سخته مجبور باشي سخترين چيزا رو تحمل کني

 

 خيلي خيلي خيلي سخته نافرجام عاشق باشي

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 22:19  توسط عاشق  | 


هميشه كساني ما را تنها مي گزارند كه بيشتر از همه دوستشان داريم هميشه غمگين ترين و رنجورترين لحظات انسان توسط كسي ساخته مي شود كه شيرين ترين و شاد ترين لحظات را براي او ساخته است 
سميرا
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 21:51  توسط عاشق  | 

بیا تا قدر یکدیگر بدانیم که تا ناگه ز یکدیگر نمانیم

بیا تا مهربانی پیشه سازیم به مشتی زرق و زر خود را نبازیم

 

چه آمد بر سر اقوام و خویشان که شد آن جمعشان اینسان پریشان؟!

چرا خواهر ز خواهر می گریزد برادر با برادر می ستیزد

 

چرا دختر ز مادر ننگ دارد پدر با بچه هایش جنگ دارد

چرا مهر ومحبت کیمیا  شد تمام آن رفاقت ها ریا شد

 

نبینی خنده ای بر روی لب ها نه روز آرامشی داری نه شب ها

نه کس را لحظه ای آسوده بینی به زشتی جمله را آلوده بینی

 

نه آسایش نه آرامش نه راحت همه مشتاق یک آن استراحت

همه درگیر نوعی اضطرابند چه نفرینی است دایم در عذابند

 

چو مردم را عوض شد زندگانی شده این زندگانی، زنده مانی

چرا یک روز روز خوش نبینیم همه سر در گریبان می نشینیم

 

شده نایاب و لطف و مهربانی تعارف ها همه سرد و زبانی!

عمو جان، خاله جان دیگر نگوییم برای مرگ هم در آرزوییم

 

یکی نازد به ماشین و به باغش یکی باد تکبر در دماغش

تمام کارها گشته ریایی نجابت شد عوض با بی حیایی

 

فقط دنبال نفع و کار خویشند به فکر گرمی بازار خویشند

زبس حرص و طمع در سینه دارند به هم مانند دشمن کینه دارند

 

خدایا راه من را راست گردان مرا قانع به نان و ماست گردان

مرا یاری نما تا یار باشم برای دوستان غمخوار باشم

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 22:34  توسط عاشق  | 

امان از این عشقی که عاشقم نیست

امان از این گل که شقایقم نیست

امان از این یار نفس بریده

امان از این بغضی که هق هقم نیست

تازه می خواستم تو دل تو جا شم

تازه می خواستم به تو مبتلا شم

خراب شدی رو سر آرزوهام

تاوان این عشقو من از تو می خوام

نفرین به من که پر پرت نکردم

مثل خودم در به درت نکردم

دستتو خوندم و چشامو بستم

از حال و روزم خبرت نکردم

نفرین به تو که باورم نکردی

عاشق شدم عاشق ترم نکردی

سوختم و دل به هیچ کسی ندادم

تو سایه تو تاج سرم نکردی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مهر 1385ساعت 22:28  توسط عاشق  | 

شمع دانی که دم مرگ به پروانه چه گفت           گفت ای عاشق بیچاره فراموش شدی؟؟

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مهر 1385ساعت 22:19  توسط عاشق  | 


*افسانه ی دل*

                                     

تو این زمونه با کسی

افسانه ی دل سر نکن

با تو دیگه هر کی بخواد

دست وفاداری بده

تو دست دیگه اش خنجره

تا دسته تو قلبت زده،

روز که می ری به وعده گاه،

کسی به پیشواز نمیاد،

شب از توی کوچه دیگه،

صدای آواز نمیاد،

حالا دیگه آینه هم

داره بهت دروغ می گه

ای قلب نا امید من

عاشق شدن بسه دیگه


بچه ها شوخی شوخی به گنجشگها سنگ می زنند و آنها جدی جدی می میرند.آدمها شوخی شوخی زخم می زنند و قلبها جدی جدی می شکنند.تو شوخی شوخی لبخند زدی و خودتو شیرین کردی ومن جدی جدی عاشق شدم؟!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مهر 1385ساعت 22:5  توسط عاشق  |